الشيخ الطبرسي (مترجم: شادمهرى)

مقدمهء كتاب 7

تفسير جوامع الجامع (فارسى)

بگيرند . حال اگر تفسير الكافى الشافى به دست آيد ، وانتشار يابد ، هر سه تفسير اين مرد بزرگوار را در اختيار خواهيم داشت و با مقايسه و مطابقهء ميان آنها معلوم خواهد شد كه طبرسى چه نكاتى را از تفسير كشاف انتخاب نموده است . اما حالا هم كه آن تفسير را در اختيار نداريم با مقايسهء ميان مطالب جوامع الجامع با مجمع البيان و كشاف مى توان حدود استفادهء او را از اين دو كتاب و نحوهء گزينش و انتخاب مطالب را به دست آورد . با دفت در اين دو كتاب به دست مى آيد كه طبرسى كوشيده است مطالب مهم و برجسته و لطائف آن دو كتاب را در اين كتاب سوم : جوامع الجامع گردآورد و از برخى مطالب آن دو كتاب صرف نظر نمايد . 2 - تفسير جوامع الجامع به لحاظ جامعيت ، بلاغت ، اختصار و فشردگى يكى از بهترين كتابهاى تفسير براى تدريس است ، و در ايام تحصيل من در قم ( سالهاى 1328 به بعد ) مرحوم آية الله حاج شيخ ابوالفضل زاهدى آن را در مدرسهء فيضيه براى طلاب درس مى گفت ، و مى توان آن را در بين تفاسير شيعهء اماميه با كتاب تفسير بيضاوى به نام انوار التنزيل و اسرار التأويل از اهل سنت مقايسه و موازنه نمود كه آن نيز كتابى است فشرده و خوش عبارت و ساليان دراز ، بلكه ظاهرا تا امروز در مدارس اهل سنت ، كتاب درسى است ، وگويا لااقل تا عصر شيخ بهائى رحمة الله عليه ( م 1030 ه‍ ) تدريس آن تفسير در بين شيعيان نيز معمول بوده ، و به همين خاطر ، مرحوم شيخ بهائى نظرات خود را هنگام تدريس تفسير بيضاوى ، به عنوان تعليقه بر آن كتاب ، به رشتهء تحرير درآورده است . و سزاوار است اين تعليقه با متن آن تفسير ، مقايسه و قدرت شيخ بهائى در علم تفسير دانسته شود ، و اين خود مىتواند موضوع مقاله يا كتابى باشد . مرحوم فيض كاشانى ( م 1093 ه‍ ) نيز در تفسير صافى كه براساس روايات اهل بيت عليهم السلام نوشته شده ، هر جا حديثى نيافته از عبارات كوتاه و برجستهء